|
برای خودم | ||
|
کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنی وقتی دل مرا شکستی ، یکبار بر میگشتی فقط نیم نگاهی میکردی . . [ چهارشنبه 1391/02/27 ] [ 14:11 ] [ مهشید ]
احساس سوختن به تماشا نمی شود آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم . . [ چهارشنبه 1391/02/27 ] [ 14:6 ] [ مهشید ]
بودنم را هیچ کس باور نداشت ، هیچ کس کاری به کار من نداشت ، بنویسید بعد مرگم روی سنگ با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ ، آنکه خوابیده در این گور سرد بودنش را هیچ کس باور نکرد . [ سه شنبه 1391/02/12 ] [ 14:10 ] [ مهشید ]
برای پیش تو بودن ”بلیط ” لازم نیست مرور قصه ی دل کافی ست . . . [ دوشنبه 1391/02/04 ] [ 13:50 ] [ مهشید ]
از آدمها دلگیر نشو!نیش زدن طبیعت شونه !سالهاست به هوای بارانی میگویند خراب ...!!!
[ یکشنبه 1391/02/03 ] [ 23:29 ] [ مهشید ]
زندگی آیا درون سایه هامان رنگ می گیرد..؟! یا که ما خود سایه های سایه های خودهستیم...
[ پنجشنبه 1391/01/17 ] [ 0:19 ] [ مهشید ]
خورشــــــــــــیـــــــــــــد! من تنها به تو اعتماد داشتم ،ولی دیدی : چگونه بارانی نرم، چند رنگ بودنت را نشان داد... [ شنبه 1390/12/27 ] [ 23:13 ] [ مهشید ]
خوب گوش کردن را خوب بیاموزیم گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . . [ جمعه 1390/12/26 ] [ 23:58 ] [ مهشید ]
عجب خياط ماهري است دنيا كه دل هيچكس را براي ما تنگ نكرد... [ چهارشنبه 1390/12/24 ] [ 23:37 ] [ مهشید ]
دوستان خوب همانند گلهاي قالي اند.نه انتظار باران را دارند و نه دلهره چيده شدن.دايمي اند و ماندگار... [ دوشنبه 1390/12/22 ] [ 23:26 ] [ مهشید ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||